نگارینا زندگی | ||
|
-وای اونجا یه سوسکه! لی لی رفت تا با یه لنگه دمپایی محکم بزنه تو سر سوسکه! اما نه سوسکه گناه داشت.دلش میخواست زندگی کنه. اما اگه سوسکه رو می کشت هزار تا مورچه خوشحال می شدن و می دویدن واسه بردن سوسک مرده. (آخه مورچه ها عاشق سوسک مرده هستن؛میگن خیلی خوشمزه است.) لی لی نمیدونه مورچه ها رو خوشحال کنه یا سوسکه رو!!!
چقدر سخته این زندگی!هر وقت میای یکی رو خوشحال کنی یکی دیگه ناراحت میشه.
موضوعات مرتبط: برچسبها: [ جمعه 28 بهمن 1390برچسب:گفتگوهای کودکانه, ] [ 17:7 ] [ کوثر ]
|
|
[ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |